![]() |
![]() |
|
| نژاد شناسي آريايي ها و ايل بختياري |
|
شد .
جمشید از کهنترین چهرههای اساطیر هند و ایرانی است. در اساطیر ودایی، جم سرور جهان مردگان است که به سعادت ابدی رسیدهاند، او شاه جهان مردگان سعادتمند است. گناه جمشید این است که گوشت گاو را برای خوردن مردمان آورده است (یسنه 32، بند 8) در شاهنامه، گناه او ادعای خداییکردن و در وداها، همبستری با خواهرش است که از آن نزدیکی نسل مردم به وجود میآیند. در اوستا دو صفت کلی دارد، یکی به معنای شاهوار و یا درخشان (شید) که امروز نیز جزء دوم نامهای خورشید و جمشید میبینیم. و دیگر به معنای خورشید دیدار است. در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایرانی و عرب و شاعران از جمله فردوسی، بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشدادی نسبت میدهند. درباره علت پیدایش نوروز و سرآغاز این عید بزرگ ایرانی، سخنان پراکنده و گوناگون فراوان گفته و نوشته شده است ولی جز بیرونی و نویسنده نوروزنامه که تا اندازهیی به ریشههای نهادن این جشن و آیین پی بردهاند، کمتر کسی دراینباره اندیشه به کار برده و سخنان درست نوشته است. • در تاریخ بلعمی که ترجمهی فارسی تاریخ طبری است، درباره ایجاد نوروز مینویسد:". . . و نخستین روز که به مظالم نشست(جمشید) روز هرمزد بود از ماه فروردین، پس آن روز را نوروز نام کرد، تاکنون سنت گشت". • مسعودی در مروج الذّهب مینویسد:"پس از او (تهمورس) برادرش جمشید به پادشاهی رسید و او مقیم فارس بود، گویند به دوران او طوفان شد، بسیاری از کسان برین رفتهاند که نوروز به ترتیبی که بعدها در این کتاب بیاوریم به روزگار او پدید آمد و به دوران او رسم شد". • حمزه اسپهانی در سنی ملوکالارض و الانبیا مستقیماً درباره نوروز سخنی ننوشته است، تنها بر مبنای عقیدهی کهن ایرانیان درباره آغاز تاریخشان، پس از یادکردن طالع جهان، میگوید که در آغاز آفرینش جهان، خورشید و ماه و ستارگان و زمین در روز اول فروردینماه که روز نوروز است به حرکت درآمدند و از گردش آنها روز و شب پدیدار گردید. • ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه ضمن برشمردن دلایل گوناگون ایجاد نوروز و اشاره به چند مطلب مهم مینویسد:«برخی از دانشمندان ایران میگویند سبب این که این روز را نوروز مینامند این است که در ایام تهمورس صائبه آشکار شدند و چون جمشید به پادشاهی رسید، دین را تجدید کرد و این کار بسیار بزرگ به نظر آمد و آن روز را که روز تازهای بود جمشید عید گرفت اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.» • «باز عیدبودن نوروز را چنین گفتهاند که جمشید برای خود تخت بساخت در این روز بر آن سوار شد و جن و شیاطین آن را حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفتند.» • «دستهی دیگر از ایرانیان میگویند که جمشید زیاد در شهرها گردش مینمود و چون میخواست به آذربایجان داخل شود بر سریر زر بنشست و مردم به دوش خود آن تخت را میبردند (ملهم از نقوش تخت جمشید) و چون پرتو آفتاب بر آن تخت بتابید و مردم آن را دیدند، این روز را عید گرفتند.» • ابوریحان در التفهیم در سبب نهادن نوروز مینویسد:«نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه و زینجهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است...» و باز مینویسد:«و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آن است که اول روزی است از زمان و بدر فلک آغازید گشتن.» • ابوریحان در جای دیگر از آثارالباقیه مینویسد:«و دانشمندان ایران میگویند که در این روز ساعتی است که فرشتهی فیروز، ارواح را برای انشای خود میراند و فرخندهترین ساعتها، آن ساعتهایی است که در صبح نوروز فجر و سپیده به منتهای نزدیکی خود به زمین میرسد و مردم بر آن تبرک میجویند و این روز، روز مختاری است زیرا که روز هرمزد است که اسم خداوند تعالی است که آفریدگار و صانع و پرورندهی دنیا و اهل آن است. او کسی است که واصفان توانا نیستند جزیی از اجزای نعمتهای او را توصیف کنند.» • ابوسعید عبدالحی گردیزی در تاریخ زینالاخبار در باب چهاردهم اندر شرح جشنها و عیدهای مغان نوشته است:«این روز را نوروز گویند زیرا که سر سال باشد و شب با روز برابر شود و سایهها از دیوارها بگذارد و آفتاب از روزنها اوفتد و رسم مغان اندر روزگار پادشاهی ایشان چنان بودی که خراجها اندرین روز افتتاح کردندی و عجمیان چنین گویند که اندرین روز جمشید بر گوساله نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و معنی زنگیان باشد، با ایشان کارزار کرد و همه را مقهور کرد.» • درباره نوروز بزرگ در همین کتاب آمده است:«چنین گویند جمشید از حرب سیاهان و دیوان اندرین روز باز آمد با ظفر و فیروزی و غنیمت فراوان آورده پس آن روز که جواهر غنیمت آورده بود بر تخت خویش انبار کرد تا هرکس ببیند و آفتاب از روزن اندر افتاد و همهی خانه از عکس آن روشن گشت، بدینسبب او را شید لقب کردند و شید به پارسی روشنایی بود و آفتاب را بدینسبب خورشید گویند...» • در کتاب نوروزنامه منسوب به عمرخیام که در اواخر سدهی پنجم هجری تالیف شده است درباره منشا نوروز و تحولات آن اشارههای دقیق و سودمند و مهمی آمده. «چون کیومرث، اول از ملوک عجم، به پادشاهی بنشست، خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند، بنگریست که آن روز بامداد، آفتاب، به اول دقیقه حمل آمد، موبدان را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند و موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند.» • در همین کتاب در سبب ایجاد نوروز مینویسد:«اما سبب نهادن نوروز آن بوده که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانه روز، به اول دقیقه حمل باز آید (لیک در سال بعد) به همانوقت و روز که رفته بود، بدین دقیقه، نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود... و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد و پس از آن، پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.» • ابن اثیر در کتاب الکامل فیالتواریخ مینویسد:«برای او (جمشید) گردونهای از بلور ساختند که دیوان آن را به دوش میکشیدند و او بر آن سوار شد و در هوا پرواز کرد و یک روزه از دماوند به بابل آمد و آن روز هرمزد روز و فروردینماه بود که مردم آن روز را جشن گرفتند و پنج روز جشن داشتند.» • روایتی دیگر میگوید که نیشکر را جمشید، در این روز پیدا کرد و مردم از کشف و خاصیت آن متحیر شدند. سپس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند. آن روز را «نوروز» نامیدند. • میگویند چون جمشید در 1040 به پادشاهی رسید، پس از 421 سال از سلطنت او یعنی هنگامی که 1461 سال از آغاز تاریخ کیومرثی گذشته بود، خورشید سهباره در همان روز ساعت به نقطهی اعتدال ربیعی یا جایی که در روز نخست از آنجا آغاز به گشتن کرده بود بازگشت یعنی در نخستین دقایق و ساعت بامداد روز هرمزد از ماه فروردین در نخستین درجهی برج حمل حلول کرده و دور سوم آغاز شد. و جمشید همچون کیومرث آنروز یا نوروز حقیقی را دریافت و جشن گرفت. وقایع ماه فروردین : حوادثی که از نظر تاریخ اساطیر روز اول فروردین یا سال نو اتفاق افتاده است، عبارتند از: 1. کیومرث که نخستین پادشاه باشد، در روز نوروز از مادر زاییده شده است؛ 2. هوشنگ شاه پیشدادی نیز در همین روز به دنیا آمده است؛ 3. تهمورس در این روز فرخ، دیوان تبهکار و مردمان مردم آزار را به بند کرد؛ 4. فریدون در این روز کشور پهناور ایران را میان فرزندان خود (تور و سلم و ایرج) تقسیم کرد؛ 5. سام نریمان، در این روز در پی سرکوبی مردم آزاران و تبهکاران برخاست و آسایش را به ارمغان آورد. 6. کیخسرو در این روز از توران برای کمک به ایران آمد و قحطی و خشکسالی و تجاوز افراسیاب را از ایران برطرف کرد؛ 7. سیاوش و فرزندش کیخسرو در این روز از مادر زاییده شدند؛ 8. کیخسرو در این روز پادشاهی را به لهراسب سپرد؛ 9. زرتشت در این ایام به دنیا آمد و در همین روز از طرف خدا برگزیده شد؛ 10. شاه گشتاسب و بانو کتایون و جاماسب در این روز دین زرتشت را پذیرفتند؛ 11. غلبه کاوه آهنگر بر ضحاک و روز تاجگذاری فریدون و اسارت ضحاک در کوه دماوند. منابع : وب سایت هفته نامه امرداد کتاب نوروز جمشیدی و موارد بسیار دیگر |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط امير عالي پور بيرگاني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نخستین پایگاه بختیاری و آریا پژوهی
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 بهمن 1379 |
| پیوندها |
|
سنگ نبشته ی آناهیتا هفت سين و نماد هاي آن ايل بختياري ايل اصيل فرهنگ ايران زمين چهار شنبه سوري نوروز و فيروز سايت امرداد بزرگترين سايت نظر سنجي در ايران و جهان ( ديدگاه سنجي) |
|
RSS
|